روایت

ابن حر در منزل بنی مقاتل با کاروان #امام_حسین_(ع) روبه‌رو شد. او دعوت اول امام را رد کرد و گفت که کشته شدن حسین (ع) بر من حتمی شده و من توان کمک به او را ندارم.‌ ‌
‌با بازگشت حاجیان از مکه، امام به همراه چند تن دیگر او را مجدداً به توبه از گناهان و یاری در مقابل یزید دعوت کردند، ابن حر نیز درعوض اسب خود را به امام پیش‌کش کرد و جان‌ش را از او دریغ کرد. امام در پاسخ ابن حر فرمودند که تا می‌توانی دور شو که صدای ما را نشنوی؛ «فوالله لا یسمع واعیتنا احد و لا ینصرنا الا اکبه الله فی نار جهنم»

ابن حر عاقبت خوبی نداشت. او پس از مرگز یزید با مختار هم‌صدا شد اما پس از مدتی به زبیریان و سپس به مروان پیوست. دست آخر مورد تعقیب ابن زبیر قرار گرفت و برای فرار از اسارت خود را از روی کشتی به فرات انداخت و کشته شد. نوشته‌اند که «مصعب بن زبیر»، «عبیدالله بن حر» را بر دروازهٔ کوفه آویخت.‌

هیئت هنر